دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضا

زندگی یک لحظه هست . و هر لحظه یک زندگیه جدیده . درباره »
علیرضا
مرد - مجرد
امتیاز: 9365

دنبال‌شدگان

(364 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(696 کاربر)

گروه‌ها

(73 گروه)

بازدید

علیرضا
علیرضا

هر چیزی به دلیلی اتفاق میافتد .

علیرضا
علیرضا

@aloNE** ستاره آواتار نیو هپی باشه .

علیرضا
علیرضا

@ᵾ ₰ ᵿ ℓ چه آواتار قشنگی . دلم برات تنگ شده بود این چند روز . آواتار جدید هپی باشه .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضا
علیرضا

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ گویا جوجه فنچ متفکر از سفر برگشته . یا من توهمی شدم .

علیرضا
علیرضا

سلام . انقد نیومدم دنبالر یادم رفته چجوری باید سلام کنم . دلم به شدت برای دوستام تنگ شده بود . از دیدن همتون خیلی خوشحالم .

علیرضا
علیرضا

شب همه دوستان خوش . خدانگهدار .

علیرضا
علیرضا

@aloNE** هپی آواتار نیو باشه . خیلی هم قشنگه .

علیرضا
علیرضا

مسدود شده !

علیرضا
علیرضا

شب همگی خوش . مواظب خودتون باشین . خدانگهدار .

علیرضا
علیرضا

میگن دنبالر کامنت پیش فروش میکنه . هر کامنت 2 تومن اگه 100 تا با هم بخری در میاد دونه ای 1 تومن . کلا میشه 100 تومن .

علیرضا
علیرضا

هرکی پست میذاره پای کامنتش میشینه .

علیرضا
علیرضا

@LiSbeth بعد اون اولا هی بهش میگفتم پَرسیما . هی میگفت parsima بعد من میگفتم خوب میگم که پَرسیما باز میگفت parsima بعد آخرش مجبور شد جز به جز توضیح بده . بعد فهمیدم پارسیما هست . بعد گفت ینی ما پارسی هستیم . قبلا ها بیشتر میومدی دنبالر الان کنتر میایی . من همیشه به یادت هستم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضا
علیرضا

شب همگی خوش . خدانگهدار .

علیرضا
علیرضا

چند وقت پیش توی یکی از مجتمع تجاری ها یکی از فامیل هام رو دیدم پسره مهندش مکانیک بود ینی مدرک لیسانس مهندسی داره بعدش یه دکه زده بود مشکمبر ( فکر کنم بهش اوود هم میگن ) زده بود و کار میکرد . بعد خواهرم میگه تو هم وقتی فوق لیسانس روانشناسی که گرفتی بیا اینجا مغازه ذرت مکزیکی بزن بهش میگم آره بعدم بالای مغازه مینویسم ذرت مکزیکی تحت لیسانس روانشناسی .

علیرضا
علیرضا

@گـلـپــری گلپری این پستی که دادی در مورد این منو یاد یه خاطره انداخت : یه بار حدود 4 سال پیش رفتم اصفهان خونه یکی از فامیلا داشتم با پسرشون بازی میکردم اسم بازی رو هم بلد نبودم بعد خواهرش اومد تو اتاق هی میپرسید اسم این چیه ؟ اسم این چیه ؟ یه چند باری پرسید بد من بهش گفتم نمیدونم منم تاحالا این بازی رو ندیدم اسمشو نمیدونم . یهو دیدم خواهرش گفت اسم خودتو میگم . من خواهرش .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضا
علیرضا

داره بارون میاد . بوی خاک و آب بلند شده . رعد و برق هم میزنه .