علیرضا
رفتیم کلاه قرمزی و بچه ننه رو دیدیم با دوستام . خیلی وقت بود سینما انقد شلوغ نبود . یا خوابم میاد یا کلاه قرمزی .
علیرضا
کاشکی میشد دل هارو با هم قاطی کرد . تا وقتی یکی دلش گرفته شاید یکم از غمش کم بشه . مثل هم بشیم .
علیرضا
یه دیوار . بین من و خودم . یه حس دوگانه که این دیوار به من القا میکنه . نمیدونم الان پشت دیوار هستم یا جلوش . چیزی که فهمیدنش سخته . چون دیوار پشت و رو نداره . نمیدونم الان جای درست وایسادم یا نه .
علیرضا
دیگه حال دنبالر هم نیست .