امیر
در یک رابطه ی دونفره ؛ وقتی دو نفر هیچ مشکلی با هم ندارند ، حتماً یکیشون تمام حرفهای دلش رو نمیگه ... !
امیر
شغلش این بود بیاید، عاشق کند... تنها بگذارد و برود...! نامرد... نمیدانم! مامور بود و معذور...
امیر
این قلب شکسته را که ترمیم کنم ... باید به شمــا دوباره تقدیم کنم ... پس خود همه تکه ای از آن بردارید ... سخت است که عادلانه تقسیم کنم ...! - مستان همای
امیر
در زندگیم به هیچ کس خیانت نکردم...
جز خودم...!
وفای به تو خیانت به خودم بود...!
امیر
آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم ...!
امیر
هرچقدر هم بگویی مردها فلان، زن ها فلان. تنهایی خوب است، دنیا زشت است، آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر می زند./ پرانسو دیمارکو
امیر
قدر لحظه ها را بدان زمانی می رسد که تو دیگر قادر نیستـــــی بگویـــــی : جبــــــران مـــــی کنم .../.
امیر
بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ... بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم ... نمیخواهم ...! بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ...!
امیر
وقتی دست زنی را عاشقانه میگیری تازه میفهمی مرد بودن را باید میانِ دستانِ ظریف زن احساس کرد. مرد که باشی وقتی سرتو روی سینه اش میزاری حس میکنی چقدر به زن نیازمندی و زن چقدر به حس مرد بودنت نیازمندِ ...
امیر
بعضی وقتها که بغضم میگیره دوست دارم خدا بیاد پایین... اشکهامو پاک کنه و بهم بگه :
ادما اذیتت میکنن... بیا بریم.
امیر
درد دارد ! وقــتـی می رود ؛ و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ... و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت كــنی ، كه هــرشـب بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می كـــرد ... !!!
امیر
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
امیر
کاش میتوانستیم لذت با هم بودن را درک کنیم.
کاش میدانستیم روزگاری که به هم نزدیکیم، چه بهایی دارد.
کاش میدانستیم که چرا مرغ مهاجر، وقت پرواز به خود میلرزد!
امیر
می خواهم یادت را طلاق دهم ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم!!!
امیر
خُدایـــــــــــــــــــــ ــا قیــــــــــــــــ ــامَتَتْ را بــَـــــــــــرْ پــــــــــــــا کـُــــــــــــــــــنْ
تــــــــــــــــو اَگَــــــــــــــــرْ خَستِــــــــــــــــــهْ نَشُــــــــــــــــــدے،
مــــــــــــــا عَجــــــــــــــــــیبْ خَستِـــــــــــــهْ ایـــــــــــــمْ