Ahad
میدونین چقدر سخته یکس و خیلی دوس داشته باشی و اون نفهمه!؟
Ahad
رنگی کنار شب بی حرف مرده است مرغی سیاه آمده از راه های دور می خواند از بلندی بام شی شکسته
Ahad
خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک ولی جالب اینجاست ٬ تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام . . .
Ahad
چه قدر تو را دوست دارم ؟بگذار بشمارم تو را به عمق و پهنا و ارتفاعی که روحم می تواند بپیماید دوست دارم.در ان حالی که روحت به پرواز در می آید و به فیض الهی می رسم
Ahad
ای دل تنها چیه چشم انتظاری باز یه لحظه یه دم اروم نداری مثل زمستون تو حسرت بهاری باز عشقت خیمه زد رو خونم باز یادت اتیش زد به اشیونم
Ahad
زمانی که شکوفه های قرمز در آمدند شاخه ای از ان را بچین به نزد من بیا تا این نشانه ای از عشق مان باشد