≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
واژه می کارم با امید به باروری ِ انسانیت در این فصل ِ فـریـادهای کـاغـذی .... سکـوت را دوست دارم و انـدیـشه ام را در سطـرهـای بارانی خط خطی میکنم .... سبک ِ خاصی در نوشتن دارم و غالباً مـخاطـب ِ خاصی نیـز .... شایـد در نگـاه ِ اول به یـأس تـعبیـر شـود برایِ همراهی با من کمی "تـأمل" نیاز است .... فنجان ِ قهوه ات را بردار و به کنار ِ پنجره ی من بیا .... آن سوی پنجره باران می بارد !
≠Jaguar≠
وقتی موزیک ِ کافه سهیل ن[!]ی باشه...
≠Jaguar≠
وقتی قبل از خواب اس ام اِساشو و یه بار دیگه می خونی...
≠Jaguar≠
آه ؛ گریمون هیچ ، خندمون هیچ ، باخته و برندمون هیچ ، تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ ....