≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
هرگز این قصه ندانست کسی آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست سر فرو داشت نمی گفت سخن نگهش از نگهم داشت گریز مدتی بود که دیگر با من بر سر مهر نبود آه ، این درد مرا می فرسود : " او به دل عشق دگر می ورزد " گریه سر دادم در دامن او های هایی که هنوز تنم از خاطره اش می لرزد ! بر سرم دست کشید در کنارم بنشست بوسه بخشید به من لیک می دانستم که دلش با دل من سرد شده است...
≠Jaguar≠
بعضی ها از دور می درخشند!!!! نزدیک که می شوی یک تکه شیشه ی شکسته بیشتر نیستند...
≠Jaguar≠
بعضی ها چقدر پست هستند آخه ، یه شماره سریال ندادن چقدر ما رو عقب انداخت .... عجبااااااااااااا
≠Jaguar≠
آی دنیا ، آی دنیااااااااااااا دلتنگم از دست این آدم هاااااااااااااااا
≠Jaguar≠
مرا به ذهنت ، نه به دلت بسپار ،
من از گم شدن در جاهای شلوغ می ترسم ...
≠Jaguar≠
خیلی دلم گرفته از این دنیا با حرف های آدماش که آخر بیان می کنند و میگویند بی منظور بوده است --- مثل طنز قهوه ی تلخ که بابا اتی میگه اشاره مستقیم ندارم ... واقعا دستشون درد نکنه .
≠Jaguar≠
همه به جرم مستی ، سر دار ملامت --- میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت
≠Jaguar≠
یکی بود تو قصمون وفا نکرد رفت و پشت سرشم نگاه نکرد