♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
دل من باز گریست، قلب من باز ترک خورد و شکست، باز هنگام سفر بود و من از چشمانت میخواندم که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد، و نخواهی فهمید بی تو این باغ پر از پاییز است !
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
گفتم خدایا همنشینم باش. گفت: من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند! گفتم چه آسان به دست می آیی؟! گفت: پس آسان از دستم نده!!!
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند... آخر هم مهر سنگ بودن میخورد روی پیشانی اش...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ، آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
من در سرزمینی زندگی میکنم که به آدم عاشق میگن کودن و احمق و به آدم هفت خط میگن مرد زندگی . . .
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
اشکهایم که سرازیر میشوند…… دیری نمی پایدکه قندیل می بندد… عجیب سرد است هوای نبودنت...
امـا #هـمـه زود مـتـوجـه مـیـشـن کـه چـقـدر ن#ـاراحـتـم... : )
14 سال و 5 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 5 دقيقه قبل