Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
دقتی رو که دخترا موقع روبوسی عید دارن تا اینکه آرایششون خراب نشه جراح مغز و اعصاب حین عمل نداره!!! فک کنم ماچ آبدار از صدتا فحش براشون بدتره!!!!!
Anonymous
یکی از تفریحات شب عیدمون اینه که با مگس کش مگس نفله می کنم می برم می ندازم در خونه مورچه ها اونام کلی خوشحال میشن و دعام می کنن خدایا این تفریحات خیریه رو از من نگیر !!!
Anonymous
من یادمه یکی دوبار با دختر همسایه سلام و احوال پرسی کرده بودم... دختره رفت سربازی.. ابروهاش در اومد.. تازه فهمیدم پسر بود!!!!!! بچه های این زمونه چقد قرطی شدنااا،والا!!
Anonymous
آنهایی که همه ته دیگهای سیب زمینی را میخورند،روزی حق شما را نیز خواهند خورد.ببین کی گفتم.!!!!!!!
Anonymous
آن را زندگی نمی نامم ؛ تمام لحظاتی که بدون یاد تو طی می شوند ... الهی شکرت
Anonymous
کــــــــاش آدم هیــــــــچوقــت نفهــــمــه یـــــه حـــرفایـــــــ ی دروغ بـــــــــوده!
Anonymous
معذرت خواهی، حرمت داره… یه نفر غرورش و میشکنه… بخاطر تو… از کنار معذرت خواهی ساده رد نشو…
Anonymous
صبرت که تمام شد نرو… معرفت تازه از اینجا شروع میشه
Anonymous
من ... جام چشمــــــــــهایت را با عشـــــق، یک جا سر کشیدم و تــــــو چه بی هــــــــوا... تمام هستی ام شدی....!
Anonymous
تمام خود را در تو جا گذاشته ام! حالا تو، هم تویى، هم من! و من خالى از من
Anonymous
مرا با خودت ببر دنبال بهانه اش نباش عزیزکم ... چشم که گذاشتم برو ... . . . و هر وقت که خواستی برگرد . من تا بی نهایت شمردن را بلدم ..
Anonymous
از خواب پریدم چشام پر اشک بود بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد تنها یادگاری از تو عطرت بود که روی شال گردنم جا مونده بود سر کشیدم بوی نبودنت رو . . .
Anonymous
هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد ، واقعی لمس می شود اهل ناموس بازی نیستند! می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد ... هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص می دهد بکرند نابند لمس نشده اند آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! کمیاب اند ! پاک اند ! هنوز آدم هایی از جنس فرشته پیدا می شود / هستند ! نادرند ! کمیاب اند ! اما هستند ..
Anonymous
این روزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم .. ساکتم .. حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه! به این سکوت پیله کرده ام . . . نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!! این روزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . . ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده .. حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم! میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم . . . تا روزی که تو بیایی !.!.! روزی که تو باشی و بخواهی برایت حرف بزنم! تا وقتی برمیگردی اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد.