آرش پارسی
تو را انتخاب کردم, تا هر دو مان پايان دهيم, تنهائي را ... ... ديگري را انتخاب کردي, تا هر سه مان آغاز کنيم تنهائي را.. کاش بر تنها ترين تکيه گاه من آويخته بودي طوفان سرما و او... بي رحمانه تو را از من گرفتند بايد با تو قسمت مي کردم تنها ترين پناهم را که امروز تنها نبودم
آرش پارسی
زيبايي ام را پاياني نيست وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم و هراس كودكانه ام را از يا د مي برم در عطري كه از تو بر سينه دارم چه بي پروا دوستت دارم و چه بي نشان تو را گم ميكنم وقتي كه دروغ ميگويم به زني كه در چشمهاي من تو را جستجو ميكند و مردي كه هر روز از نام تو ميپرسد.
آرش پارسی
افسوس .... باید به "دوستت دارم" هایت هم نمک می بستم تا کسی چشمش نزند..
آرش پارسی
گاهی جای خالی آنچه که باید باشد و نیست آزارت می دهد جایی که خالی بودنش شاید به قدر کف دستی باشد یا شانه های امنی اما همین که نیست بزرگ می شود وسعت می یابد و آنقدر عظیم می شود که همه ی دلخوشی هایت را می بلعد
آرش پارسی
وقتی تو حرفهایم را نمی خوانی چه تفاوتی دارد که حرف دلم را بنویسم یا از دفتر بغل دستی ام کپی کنم ؟!
آرش پارسی
کاش یه بار هم من حوصله کسی رو نداشتم ، خسته شدم از بس کسی حوصله من رو نداشت ! (آزاده تو دیگه چراااااا. تو که همیشه حوصله منو داشتی پس چرا امشب جوابم را ندادی)
آرش پارسی
ایرانی هرگز زانو نخواهد زد حتی اگر آسمانش کوتاتر از قامتش باشد .
آرش پارسی
اون یه دونه یوسفی هم که برگشت به کنعان اش ... استثنا بود ! تو غمت رو بخور!
آرش پارسی
خدایا من چه سازم ، خسته ی راهی را درازم نه فرهادم که مرد از داغ شیرین.... نه ایوبم که با دنیا بسازم...
آرش پارسی
یک نقش مثبت یا منفی برای خودت انتخاب کن فقط همین…داستانها خود به سراغت خواهند آمد . . .
آرش پارسی
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی! نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
آرش پارسی
سیگار بعدی را روشن میکنم کامی از لبش میگیرم بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام. انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند همان انگشتانی که همچو باد ..................جنگل موهای تورا نوازش میکردند. دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده دود سیگار است و بس... سیگارم که به آخر میرسد لبم را میسوزاند مانند بوسه ای که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی!