فروردين
رابطه بهتري با ديگران برقرار مي كنيد. تمام اختلافات گذشته را فراموش مي كنيد زيرا تنها كسي هستيد كه نمي توانيد مدت زيادي كينه كسي را به دل بگيريد يعني فرصت آن را نداريد. از آرامش امروز لذت ببريد.
ارديبهشت
امروز از زندگی خسته شده اید و کسالت دارید شاید به خاطر افراط در خوردن یک ماده غذایی خاص باشد . در هر صورت سعی کنید امروز برای خودتان آرامش ایجاد کنید و از معاشرت با افرادی که واقعاًٌ به شما آرامش می دهند لذت ببرید.
خرداد
اكنون مهم است كه بپذيريد و متوجه شويد كه يكي از رابطه هاي شما نزديك تر و صميمي تر مي شود. لازم نيست مايوس شويد زيرا زماني كه استراحت كنيد مي توانيد نفس راحتي بكشيد. بايد ريسك كنيد كاري كه براي شما خيلي مشكل نيست.
تير
تصمیم دارید تا با یک نظر ثابت کنید که می توانید پروژه های مهم را عملی کنید.چند ماه اخیر اعتماد به نفس تان بالا رفته است و همه از توانایی های شما درتعجب مانده اند اما هنوز یک یا دو نفر هستند که به این موضوع شک دارند.اشتباه آن ها را برطرف کنید.
مرداد
امروز احساسات شما به راحتي برانگيخته مي شوند. بنابراين شما موضوعات را حادتر از هميشه برداشت مي كنيد. خوشبختانه اين به اين معناست كه شما زياد سخت گيري كرده يا نسبت به هر چيزي وسواس نشان دهيد. در عوض شما هيچ مشكلي نداريد و مي توانيد به فرد مورد علاقه تان بگوئيد كه چه قدر به او توجه داريد و اين كه چقدر مي توانيد در موقعيت مناسبي، با احساس باشيد.
شهريور
اگر بخواهید در پشت صحنه فعالیت داشته باشید و توجه کمتری را به خودتان جلب کنید موفق تر هستید.این بخاطر غیراجتماعی بودن یا خجالت کشیدن شما نیست.اگر موضوعی ذهن تان را به خود مشغول کرده است با شخصی که به او اعتماد دارید مشورت کنید و از تجربه و عقل او استفاده کنید.
مهر
امروز از این که مکالمات کوتاه بین شما و شخصی چگونه باعث می شود که مشکلات حل شده و از بین بروند،بسیار شگفت زده خواهید شد.تنها چند کلام که درست بیان شوند،باعث می شود که اختلافات از بین رفته و شما را قادر می سازد که بدون هیچ احجاف نظری،نقطه نظرتان را بیان کنید.این امر دیگرا را تشویق می کند که آنها نیز به همین نحو عمل کنند و در نتیجه هم می دانید که اوضاع از چه قرار است و هم این که همه شاد و راضی اند.
آبان
امروز در حال و هوای کار هستید.دیگران را مجبورنکنید تا بیش از حد توان شان کار کنند و گرنه باعث بروز اختلاف می شود.اگر دیگران خودشان چیزی را نپذیرند نمی توانند آن کار را به خوبی انجام دهند.
آذر
يك مورد عشقي(فردي كه به او نظر داشته ايد) و مدتها از دست شما فرار كرده بود تقريباً دارد تسليم جذابيت شما مي شود. شما در بهترين فرم بدني خود هستيد و نه تنها قيافه محشري داريد بلكه اعتماد و جذابيت از خود متشعش مي كنيد. خصوصيات زيادي شما داريد كه مي توانيد از آنها استفاده نمائيد و همه آنها امروز مشهود هستند. اين خبر خوبي براي شما ولي خبر ناراحت كننده اي براي رقيبان است.
دي
تركيب كار و تفريح با هم ايده بسيار عالي مي باشد اما اجازه ندهيد كه ديگران از افكارتان باخبر شوند. صبر كنيد تا ببينيد ديگران چه فكري دارند و اگر نه آن ها افكار و ايده هاي شما را مي دزدند. شما معمولاً زيرك هستيد اما امروز كمي از زيركي شما كاسته مي شود و براي ديگران بيش تر از افكارتان صحبت مي كنيد.
بهمن
امروز حتماً با دوستان و همکاران خود روراست باشید . لازم نیست که برای خوشحال کردن آنها تعریف و تمجید کنید . اما کمی درایت و توجه کمک می کند تا در گسترش روابط تان بسیار موفق باشید.اگر لازم است از رابطه با مشکلی مذاکره و صحبت کنید حتماً مراقب باشید تا کلمات تان رابسیار با دقت انتخاب کنید.
اسفند
مهم نیست که چقدر از موضوع پیش آمده بیزار هستید. به هر صورت عشق دیگری وجود ندارد . شما احتمالاً درباره چیزی نگران هستید بنابراین شاخ گاو را با جرات بگیرید و آماده یک چیز غافلگیر کننده باشید.
بر سرو قامتت سلام برادرم كيانوش !
بر جسارت قلبت درود ... چقدر ميتوان سرود از تو در اين شبهاي تار كه هر رويشي در نطفه خفه است ! چقدر ميتوان نوشت از دل پر دردت از روح سركشت براي بالاترين حق, آزادي
پيش از اين هرگز تو را نشناخته بودم اما اينك اگر چه راهها را بستند , زبانها را بريدند, قلمها را شكستند , به پاها زنجير بستند و گلوها را خاموش كردند , اما من با نام تو زنده شدم!شايد با خون... تو نميدانم...
حال به شب پرستان بگو هر چه ميخواهند بگيرند و ببندند و بر دار كشند , اما گو به آنان كه ما بيشمارانيم !ما بيشمار جانهاي پاكي هستيم كه در اين راه به خاك افتاده ايم اما استبداد هرگز خللي در ايمانمان وارد نكرد !
كوهها جنبيدند و تار و پود كالبد زخم خورده ما از جاي خود تكان نخورد. اگر چه اينك يك واقعيت ,يك تراژدي غم انگيز در ميهنمان, در حال به وقوع پيوستن است و فرزندان بيگناهِ و رشيد اين مرز و بوم اكنون به گناه ناكرده اسير زنجير جلادانند اما چه بيم ! چه باك ! ما از نسل خورشيدم ,از نسلي كه طليعه درخشانش ما را به سوي راه كيانوش و ندا و ... رهنمون است .
ببينيد كه تركه هاي سياه شب چهره ميهنم را سياه كرده اند ! وقتي كه در شهر من چوب حراج بر پيكر انسانيت ميزنند چقدر سخت و ظالمانه است سكوت !
پيوندهاي قلبم از ياد رفتن تو به ارتعاش در مي آيند! از تصور صحنه پيكر متلاشي شده تو در قعر مخوف سياهچالهاي جهل و سبوعيت.از مظلوميت نگاه تو كه بار اول در عكس ديدم و به خاطر سپردم. از همه آنچه كه اين روزها ديدم و به خاطرش سرودم و نوشتم..
چقدر از نگاه تو كه هرگز نديده بودم نوشتم,
چقدر از خون ندا كه از باغ چهره اش چون گل شكفت سرودم,
چقدرصداي فرياد برادرانم كه كوچه را پر كرده بود را در ذهنم مرور كردم,
چه تصويرها كه در اين مدت ,از نگاه آخر بچه ها وقتي كه آنها را به اوين ميبردند كشيدم ..
هنوز تارهاي اعصابم از صحنه پرتاب كردن خلق بيگناه از بالاي پل تير ميكشد ...
آري آري ما مانديم با اين همه درد و شما همه رفتيد ,ما مانديم ما كه با هم الفباي عشق را ياد گرفتيم و با هم الفباي خشم را معني كرديم !
ميخواستم بر بالاي مزارت اشك بريزم و به سوي خدا فرياد بزنم كه به كدامين گناه ! چهره مهتاب گون ياران من به كدامين گناه دشت آلاله هاست...
پيكر رشيد برادرانم چرا در باد شقاوتها خميده ,چرا اين مردان عاشق سر به دارند...
حجازی ما را تنها نگذاشت ، ما نیز تنهایش نگذاریم. در شرایط بد سیاسی و اقتصادی ایران ناصر حجازی کسی بود که با شجاعت حرف از دل مردم ایران زد و باعث آشفتگی حکومتیان شد. در شرایطی که کسی صدایش به نشانه اعتراض بلند نمیشود او کسی بود که لب به اعتراض گشود. اینک وظیفه ی ماست که با تمام وجود از او حمایت کنیم و در مراسم تشییع پیکر وی شرکت کنیم و حداقل دینمان را به ایشان ادا کنیم. یادمان باشد قرمز و آبی در اینجا همگی سبز دیده میشود. ناصر حجازی با مردم آمد، با مردم بود و با مردم رفت... و من یک ایرانی همیشه سبز هستم که اسطوره ی ورزش میهنم را رها نخواهم کرد، چهارشنبه ساعت 9 صبح، ورزشگاه شهید شیرودی باز هم خرداد است و این بار با فقدان ناصر حجازی سبز بودن خرداد را شروع کردم. [لينک]
مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند... ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران دارفانی را وداع گفت و به دیار سایه ها پیوست روحش شاد و یادش گرامی
دیگه توی کولر فلفل نمیریزم
دیگه تو قندون کسی ادکلن نمیزنم
دیگه از طرف دانشگاه کسی اس ام اس نمیدم که .....
دیگه شبا به ملت زنگ نمیزنم
دیگه کسی رو برای نماز صبح و شب بیدار نمی کنم
دیگه زیر روکش صندلی کسی سوزن نمیزارم
دیگه جای قند سود به خورد کسی نمیدم
دیگه قاطی صحبت تلفی دیگران حرف نمیزنم
دیگه آب تو گوش کسی که خوابه نمیریزم
دیگه شیر آب سرد و گرم رو دست کاری نمیکنم
دیگه دست کسی رو به میز نمی چسبونم
دیگه یه سری دیگه های دیگه که بین خودمونه خدا نباید بلند گفت
یه وانت سبزی فروش سر چهار راه از چراغ قرمز رد شد. پلیس پشت بلندگو میگه وانت سفید کجا داری میری؟ وانته بلندگوش را برداشته میگه دارم میرم خونه. پلیسه داریم؟ سبزی فروشه داریم؟ مملکته داریم؟
آزاده بحث پرسپولیس پیچیدست تا زمانی که داشت خوب امتیاز میگرفت همه به به چهچه میکردن
اما تا دایی بی مدیریت فدراسیون فوتبال رو در برنامه 90 روشن کرد یک هو آقایون تا اونجا که میتونستن برای پرسپولیس و دایی حاشیه و گرفتاری درست کردن و کاشانی هم به دایی خیانت کرد. بازی رو اگه ببینی متوجه میشی چی میگم در هرصورت امتیاز دومی رو به دوستان استقلالی (6تایی) تبریک میگم اشا لله سال بعد پرسپولیس (7) جبران میکنیم
كاش من هيج نبودم!!
کاش من یک روزنامه نگار بودم و دروغها و فریبها و خدعه های دروغگویان متزور و غارتگر را بر ملا می کردم ، اما درآن صورت روزنامه ام را تعطیل می کردند .
کاش من یک ورزشکار بودم و جلوی هر کس و ناکسی خم نمی شدم و مدالم را به آدمکشان تقدیم نمی کردم ، اما در آن صورت ملتی را از مدالها و افتخارات بعدی ام محروم می کردم !
...کاش من یک نظامی بودم و هرگز دستور آتش به سوی مردم را نمی دادم . اما در آن صورت مرا خلع درجه و لباس می کردند و دیگری این دستور را می داد و من هیچکار نمی توانستم بکنم .
کاش من یک سیاستمدار بودم و به نشانه اعتراض از مقامم استعفا می دادم ، اما در آن صورت سیل فحشها و اتهامات و افتراها به سوی من سرازیر می شد و بسیاری از کسانی که هیچ گناهی نداشتند نیز به آتش من می سوختند .
کاش من یک فیلمساز بودم و دردهای یک ملت را تصویر می کردم ، اما در آن صورت باید بقیه آثارم را در فکرم و در گوشه سلول انفرادی می ساختم.
کاش من یک هنرمند بودم و هنگام گرفتن جایزه یادی از عزیزان در بند می کردم ، اما در آن صورت باید منتظر فحشهای رکیک و تهمتهای واهی حتی به خانواده ام میشدم .
کاش من وکیلی بودم که از حق ضعیفان در برابر زودمندان دفاع می کردم ، و در آن صورت باید جلای وطن می کردم و یا مرا در گوشه زندان می انداختند و دختر کوچکم حتی حق آوردن یک شکلات برای من نداشته باشد.
کاش من دانشجوئی بودم که دستهایم را در برابر دانشگاه ستیزان بی فرهنگ بالا می گرفتم و فریاد می زدم ما هنوز هستیم ! و امروز مادر پیرم حسرت شنیدن فقط صدای مرا در تلفن به گور می برد .
کاش من هیچ نبودم ، چون در آن صورت درد هیچ نگفتن نداشتم ، چون امروز که نمی توانم حرفی بزنم هم هیچ هستم . میان دو هیچ ، هیچ در هیچ ، بی نهایت هیچ
جمله فوق العاده ایه
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبل