آرش پارسی
دوره ، دوره ی تنهایی دستها نیست دوره ، دوره ی تنهایی دلهاست
آرش پارسی
به " او " بگویید دیگر" او " های نوشته هایم را به خود نگیرد!.... از این به بعد " او " دیگر آن " او " نیست....
آرش پارسی
چی شد که سیگاری شدی؟ + یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم. - چی شد که ترک کردی؟ + یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم. ...- چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟ ...+ یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم. - چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟ + یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش… اون تنها نبود. - چی شد که درخواست بازبینی دادی؟ فکر می کنی خوب شدی؟ + با این هوایی که من می بینم، بعید می دونم دیگه حالا حالاها بارون بیاد...
آرش پارسی
افسانه ها را رها كن دوری و دوستی كدام است؟؟ فاصله هایند كه عشق را می بلعند ... تو اگر نباشی........ دیگری جایت را پر میكند!! به همین سادگی.!!!
آرش پارسی
آرزو می کنم که فرو افتادن هر برگ پاییزی آمینی باشد برای آرزو های قشنگتان...... روز و شب خوبی داشته باشید. خدا نگهدارتون تا بعد
آرش پارسی
دست های کوچکش به زور به شیشه های اتومبيل حاجی می رسد التماس می کند: آقا... آقا... "دعا" می خری؟ حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا "دعا" می کند...
آرش پارسی
وقتي نگاه تو از كنارم گذشت اندوه جهان مرا در خود پيچيد باران نگاهت ... ... خيسم كرد هنوز هم تشنه بارانم بي چتر بي لباس...
آرش پارسی
وقــتی خواستن ها بوی شهوت میدهند ... وقــتی بودن ها طعم نیاز دارند ... وقــتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار ، با هر کسی پر میشود ... وقــتی نگاه ها ، هرزه به هر سو روانه میشود ... وقــتی غریزه ، احساس را پوشش میدهد ... وقــتی انسان بودن ، آرزویی دست نیافتنی میشود ... نــه دیگر نمی خواهمت ، نــه تو را و نــه هیچ کس دیگر را
آرش پارسی
مهربانیت از دور چه نزدیکست...وعجیب حس می کنم که جغرافیا دروغ تاریخ است.
آرش پارسی
بلـــــند شــــــدم 6 صبـــح ، بـــا صدای تــــــو گفــــــــتی برخـــــیز بـــــپوش لبــــــاس تــــو گفـــــتم بایـد بــــــــروم بــــه مدرســـــــــه ؟! گفتی پـَ نـَ پـَ بگیر بِکَپ ، من میروم به جای تو!
آرش پارسی
مـــــن چـــرك نويس احساسات تو نيستم دوستت دارم هايت را جاي ديگري تمرين كن
آرش پارسی
بازگشته اند دردهای قدیمی تصویرهای تاریک این بار می خواهم تکه تکه کنم خود را تا دوباره دست کسی شاید ... نه ! این پازل را هزار بار هم که بچینی همان می شود ....
آرش پارسی
خدایا ! مدادی هستم که عاشق یک مدادتراش شده ام چه کنم ؟
آرش پارسی
بی خیال حرفاییی که تودلم جا مونده ....... بیخیال قلبی که این همه تنها مونده