ارســـــلانـــــ
گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...
ارســـــلانـــــ
خـداوند پروندهای که مردم می نویسند را نمیخواند / خودش همه چیز را می بیند /
ارســـــلانـــــ
جنون جنسیت نمی شناسد , من زن هایی دیده ام .. مجنون , و مردهایی که لیلی شده اند ..[ دیـروز زنـی در خیابان پرواز می کرد فریاد زد: " عاقبت بوسیدمش " ]
ارســـــلانـــــ
خـوش بـه حـال ِ حلـزون / هـم خـانه دارد هـم گـور !
ارســـــلانـــــ
در خیابان به گربه ای نگاه می کنم که از من خوشبخت تر است , هرچند خودش نظر دیگری دارد « ماشین دوم هم از رویش رد شد »
ارســـــلانـــــ
سگ اینجا زخم جفتش را که می لیسد در این فکر است که چندی بعد بر دندان بگیرد استخوانش را !!!
ارســـــلانـــــ
دیوانه حجاب تو و چادرت شدم / اما بدون روسریم دوست دارمت .. "محمد رفیعی"
ارســـــلانـــــ
پـروانـه دیـدی کـه دلش بگیره ُ باز بـرای ِ خـودش پیلـه درست کنـه ُ سوا بشـه از همـه ؟!! / مـن اون پـروانـه ام / !!
ارســـــلانـــــ
بی من اگر آرامی , من نمی خواهم كنارم باشی...!!!
ارســـــلانـــــ
میـدونستــــم خـوبـی ولـی نــــه تــا ایـن حــــد ..
اندکی صبر سحر نزدیک است
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 17 ساعت و 7 دقيقه قبلاوه اوه سحر شد ....
پل های پشت سر رو کی خراب کرد؟
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 40 دقيقه قبلنمیدونم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبل