ارســـــلانـــــ
گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...
ارســـــلانـــــ
مـن مـرد ِ غـروبـم / رسـمم همـه تنهـــائـــــی
ارســـــلانـــــ
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت ...زیرباران غزلی خواند،دلش تر شد و رفت... چه تفاوت که چه خوردست غم دل یاسم ...آنقدرغرق جنون بود که پر پر شد و رفت ...روزمیلاد همان روز که عاشق شده بود... مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت ...هرغروب از دل خورشید گذرخواهد کرد... پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت...
ارســـــلانـــــ
حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟!
ارســـــلانـــــ
بی هیچ صدائی می آیند زمانی که نمی دانی در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و… بی هیج نشانی از دلت می گریزند تا تمام چیزی که به یاد می آوری حسرتی باشد به درازای زندگی... چه قدر بی رحمند رویاهـا . . .
ارســـــلانـــــ
یــــــادَت را اَز مـَــــن نـَگـیـــــر ... بــُگـــــذار مـــــن هـَــــمـ ... مـِثـــــل ِ سـُهـــــراب بــِگـویــَــــمـ : " دِلخـوشـی هـــــا " کــَــــمـ نـیـسـتـَنـــــد ......!
ارســـــلانـــــ
چقد داغونی بابا .خفه مون کردی
ارســـــلانـــــ
امشب فاحشه ای کرایه خواهم کرد/ فاحشه ای به زیبایی دو گوش / به روشنی دو چشم و به گرمی دو دست .. هفده دقیقه برای تمام من بس است / هفده دقیقه به قیمت هفت هزار تومان ... خدا را چه دیدی شاید دلش جا ماند ازین پس حرفهایم را رایگان گوش داد....!!
ارســـــلانـــــ
هرچه آید به سرم باز بگویم گذرد / وای از این عمر که با " می گذرد " میگذرد!!
ارســـــلانـــــ
دستـــم خـواب رفتـه کـاش خـواب ِ دستـات ُ ببیـــنـه
ارســـــلانـــــ
Notice: Trying to get property of non-object in /home/dnb/public_html/themes/twitterish/html/dashboard.php on line 275
ارســـــلانـــــ
همیشه سورپرایز اتفاقی خوشحال کننده نیست///گاهی هم هست که رفتن و از دست دادن طوری سورپرایزت میکنه که تا مدتها هاج و واج میمونی
ارســـــلانـــــ
به قول سهراب:کاش دانه های دلم همچو اناری پیدا بود//////////تا می دیدی هر دانه،هزاردانه تو را دوست میدارد//// و مرا همین بس که دوستت دارم....مثل دیروز....مثل امروز.....تا ته فردا.....
اندکی صبر سحر نزدیک است
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلاوه اوه سحر شد ....
پل های پشت سر رو کی خراب کرد؟
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبلنمیدونم
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبل