ارســـــلانـــــ
گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...
ارســـــلانـــــ
کاش در کتاب عشق سطری بودم به یادماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی
ارســـــلانـــــ
من ُ مثل همون روزا با آغوشت بپوشونم.../
ارســـــلانـــــ
از رها کردن نترســــــــ... هیچکس نمیتوانــــد; چیزی که مال توست را بگیـــــرد; و تمام دنیا نمیتوانند چیزی که مال تو نیســــت; را برایت حفظ کـــــنند.
ارســـــلانـــــ
گفت : نفرین میکنی ؟ گفتم : نه ، اما از خدا میخوام هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . . .
ارســـــلانـــــ
باز ما یه چندوقت نبودیم یه عده معلوم الحال اومدن به شکر خوری زیادی کردن و سوسه اومدن........... نذار با سند و مدرک کاری کنم که دیگه حتی از صد فرسخی دنبالر هم رد نشی هاااا............ ////////کاربری که همه رو مجازی میدونی و خودت رو واقعی////// کاری کنم که چنان فرو بریزی که تا سالها نتونی خودتو جمع و جور کنی.....////// این اولتیماتوم آخر بود
ارســـــلانـــــ
اولا غممون این بود کی میتونیم بریم گوشت کوپنی بگیریم الان ماتم داریم از کجا گوشت بخریم ک خـر نباشه
ارســـــلانـــــ
ﺍﮔﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺑﻮﺩ ، ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪﻩ ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺨﺮﻣﺶ...! انقد که بیشعورن
اندکی صبر سحر نزدیک است
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبلاوه اوه سحر شد ....
پل های پشت سر رو کی خراب کرد؟
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلنمیدونم
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل