نشستم تو تاکسی خانومی کنارم نشسته بود نه گذاشت نه برداشت دس کرد تو کیفش یه بسته ادامس دراورد تارفم کرد....من:نه مرسی ممنون دهنمه نمیخوام.اومدم خونه ب مامانم گفتم قضیه رو میگه دیدی چجور نزدیک بوده معتادت کنن بعده نیم ساعت دوباره میگه یسرا مطمءنی برنداشتی؟! تا منو نبره کمپ نخوابونه ول کنم نیس.!