Amir
روزي كه زمان مرد گريستم نه براي زمان نه ، براي خاطراتي كه ديگر ترك شده بودند با حسرت دفن شد و هر كس كه مي رسيد مي گفت : حيف جوان بود ؛ ناكام شد
Amir
دسـت بـه سـرم مـیـکـنـنـد . . . ثـانـیـه هـا ! دلـم . . . یـک اتـفـاق نـاخـوانـده مـیـخـواهـد . . .
Amir
وقتی که بچه بودم در هر هزاران و یک شب ، یک قصه بس بود تا خواب و بیداری خوابناکت سرشار باشد آه آن روزهای رنگین آه ان فاصلههای کوتاه
Amir
هواي تو از دود سيگار هم مضر تر است/دود سيگار به سرفه ام مياندازد.هواي تو به گريه ام
Amir
به سلامتی پدری که 4 نخ سیگارشو پس داه به خاطر اینکه بچش بستنی میخواست
Amir
کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد سوار عشق پا در رکاب خواهد شد ...آقا این جمعه هم اومد جکایی پس ... یا ابا صالح پس کی میایی ؟