دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهروز

www.byeloveing.blogfa.com درباره »
بهروز
مرد - مجرد
امتیاز: 1325

دنبال‌شدگان

(62 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(172 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

بهروز
بهروز

خدا شاهین نجفی رو لعنت کنه یا امام هادی خودت جواب این توهینشو بده

تــــرانه
تــــرانه

یکی به من گوشزد کنه که دیروقته

بهروز
بهروز
توسط موبایل

خوابم مياد همگىشب بخير

rozita
rozita

وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه می‌كردی و بقیه می‌خندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن

بهروز
بهروز
توسط موبایل

شما طرفداركدام تيم هستيد: 1-بايرن مونيخ 2-چلسى لطفاعددگزينه موردنظررابه09369596134بفرستيد.

بهروز
بهروز
توسط موبایل

واى اصلا باگوشى هيچ لذتى نداره دنبالر

بهروز
بهروز
توسط موبایل

بالاخره اولين امتحان رو داديم

بهروز
بهروز
توسط موبایل

سلام همگى

Nazanin
Nazanin

سلاممممممممممممم به همه....روز بخیر

ya30
ya30

دقت کردین میزان دوستی و محبت بین دوتا پسر از روی فحش هایی که بهم میدن کاملا مشخصه ! هر چی فحش ها رکیک تر ,رفاقت صمیمی تر

rozita
rozita

امشب داغونم!

امیر کریمی
امیر کریمی

یکی از مزایای پسر بودن اینه که هرچقد دلت خواس میتونی گریه کنی آخرش دستتو محکم بمالی به چشمت هیچچچچی نمیشه! نه ریمیلت پخش میشه نه سایه ات بهم میریزه ...

بهروز
بهروز

چیزی تا امتحان نمونده لای کتاب رو وا نکردم خدا به دادم برسه

rozita
rozita

ای وای یادم رفت سلام کنم!سلامممممممممممممممممممم!من خویم شما چطورین؟

بهروز
بهروز

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

این ارسال را بازنشر کرده است.