اندازه می گیری !
حساب و کتاب می کنی !
مقایسه می کنی !
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ،
که زیادتر دل داده ای ،
که زیادتر گذشته ای ،
که زیادتر بخشیده ای ،
به قدر یک ذره ،
یک نقطه ،
یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم ...
#دلتنــــگی خیابــــان شلوغی است که تــــو در #میــــانه اش ایستــــاده باشی ببینــــی می آینــــد ببینــــی می رونــــد و تــــو همچنــــان #ایستــــاده باشی
بـعضـي وقـتـها ؛ #تـنهايي ميـپـيچه دور #گـلـوم ! اما لامــصـب نـه #خـفه ام ميـکنه که #راحـت بـشم و نه دسـت از سـرم بــرميـداره کـه #رهــا بـشم فـقط ... #زجــر#کـُشـم داره مـيکـنه ..
منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره که ای احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق موند
تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگرچه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه
تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم
کنارت، اونقدر آرومم،که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار ،تو دستای تو آتیشه
خودت پلکامو میبندی
و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق موند
تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگرچه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه.......!!!!!!!!