اندازه می گیری !
حساب و کتاب می کنی !
مقایسه می کنی !
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ،
که زیادتر دل داده ای ،
که زیادتر گذشته ای ،
که زیادتر بخشیده ای ،
به قدر یک ذره ،
یک نقطه ،
یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم ...
#دلتنــــگی خیابــــان شلوغی است که تــــو در #میــــانه اش ایستــــاده باشی ببینــــی می آینــــد ببینــــی می رونــــد و تــــو همچنــــان #ایستــــاده باشی
بـعضـي وقـتـها ؛ #تـنهايي ميـپـيچه دور #گـلـوم ! اما لامــصـب نـه #خـفه ام ميـکنه که #راحـت بـشم و نه دسـت از سـرم بــرميـداره کـه #رهــا بـشم فـقط ... #زجــر#کـُشـم داره مـيکـنه ..