Alireza
دعایم گرچه گیرا نیست دعایت میکنم اما!نمیدانم چه میخواهی""از او خواهم برای تو هر آنچه در دلت خواهی.
Alireza
يادت هست فقط ميگفتي لب تر كن . . . لب كه هيچ چشمانم را تر كردم ولي باز تركم كردي. . .
Alireza
به نام قايقي كه باامواج ميجنگدتابه انتهاي قلبم برسد.ازدوربرايت دسته گلي ميفرستم بويش عطردوستي وپيغامش غم ودوري است!
Alireza
شب را دوستـــ دارم ...!چرا که در تاریکـــی ..چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!و هر لحظــــــــ ـه ..این امیــــــد ..در درونــــــ ــم ریشه می زند ...که آمده ای ..ولی من ندیده ام!
Alireza
گاهى اوقات فكر كردن به بعضى ها ناخودآگاه لبخندى روى لب مى نشاند.
دوست دارم اين لبخندهاى بيگاه را ، و اين بعضى ها را...
Alireza
من رفتم.فردا امتحان دارم .بای
Alireza
آرام گفت دلتنگتم چیزی نگفتم،تکرارکردمن نازکردم، بلندترگفت من سکوت کردم، خیال می کردم همیشه هست.امارفت، من ماندم واین غرور لعنتی...
Alireza
همیشه مهربانیت را به دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی میگذاری بر دلی که دوستت دارد
Alireza
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود معرفت که نداشته باشی ، نامردی..
Alireza
تاج من بر سرم نیست ، تاج من در قلب من جای دارد تاجی که به ندرت پادشاهی را از آن بهره داده اند تاج من ، عشق توست که بر دل دارم . . .