Alireza
دوستی تکرار دوستت دارم نیست ، دوستی فهمیدن نگفتنی های کسی است که دوستش داری
Alireza
از بس دستهایم را بلند کرده ام وصدایش کرده ام ... دستهایم بوی خدا می دهند....
Alireza
در دسترس بودنت دیگر برایم ارزشی ندارد اکنون نه مشترک هستی و نه مورد نظر...
Alireza
ز بی دردان علاج درد خود جستن به آن ماند که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقربها
Alireza
یادها فراموش نخواهند شد حتی به اجبار
ودوستی ها ماندنی اند حتی باسکوت.
Alireza
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود ، تنها کسیست که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد و با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
Alireza
محبت به نامرد ، كردم بسی محبت نشاید به هر نا كسی تهی دستی و بی كسی درد نیست كه دردی چو دیدار نامرد نیست
Alireza
نمک رو زخم من نپاش من زخمی غرورتم /با این همه بدی ببین هنوز سنگ صبورتم
Alireza
اغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن