كيــميــاگر
نيگاه کن از اون بالا، با تو هستم ای خدا .. چرا با هم يکی نيستن آدما! چرا ديوار بلنده بين ما! چرا چرا...
كيــميــاگر
جا خالي هايي كه بي تو پُر شد!
كيــميــاگر
چه بي صدا اعتراض مي كنم!...دلم براي خودم ميسوزه! هه!
كيــميــاگر
وقتي به يك خيال اينقد فك كني، خوب معلومه شاخ و برگ ميگيره..بزرگ و بزرگتر ميشه... آخرشم اينجوري عذابت ميده!
كيــميــاگر
دل ِ تنگي كه بگيره چي ميشه!!!
كيــميــاگر
آخ..دوباره خوندمشون...دوباره دلم گرفت!
كيــميــاگر
...بخدا اگر از من نگیری خبر، نیابــ ـ ــ ـ ــ ـی اثرم...
كيــميــاگر
باز ای الهه ناز، با دله من بساز / کین غم جانگداز، برود ز برم

15 سال و 4 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبلهنو صب داشته باش .. حالا روز ِ اصلی مونده










15 سال و 4 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبل