كيــميــاگر
موسيقي ِ شب نواخته شد!... براي تو همه ي سازهايش كوك است...! براي او همه ي سازهايش ناكوك...! گوش كن...
كيــميــاگر
تو كوچه پس كوچه هاي كدوم شب دستشو رها كردي؟! ... ستاره ام كو؟
كيــميــاگر
شبها فرصت خوبيست براي سفر كردن... بي هيچ وسيله اي ... شب ها شهر ِ رؤياها، شهر ِ خيال ها، شهر ِ آرزوها...دراشون بازه بازه!... حتي لازم نيست براي ورود به نگهبان يا مامور كارت شناسايي نشون بدي!!!
كيــميــاگر
حرفهايم را مرور مي كنم! دست چين..نه! گلچين!..گلچين؟!!!!!! هه! نه! خلاصه...نه! كلافه ميشم...كلمه هايي كه دربه در شدن...چرا رديف نميشه!!!
كيــميــاگر
ميرم فعلا ... حس _ خوبي كه داشتم رفت!
كيــميــاگر
↓ تو از چشماي آسمون باريدي...
كيــميــاگر
شب ِ سلام...شب ِ خداحافظي... هر دوش شب بود...!! شب خاطره شد... شب خاطره موند...
بد آهنگ شده : (
15 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 6 دقيقه قبل