آبتین
خب یک سال دیگه هم گذشت و هر سال بدتر و خستهکنندهتر از پارسال
آبتین
آدم یه جاهایی واقعا کم میاره. کمرم زیر این همه فشار روحی شکسته دیگه
آبتین
توشه رو بستم قراره برای مدت ده دوازده روز عازم سفری بشم که هنوز مقصدش دقیقا مشخص نیست. هیجانی بر من غالب شده برای پخته شدن این خام
آبتین
اولین قدمی که تو شرکت برداشتم فهمیدم اونجا جای من نیست و کار بدردبخوری برام نیست
آبتین
فردا قراره اولین روزی باشه که پا به شرکت میذارم. تا وقتی کار نیست همهش به این درو اون در میزنم تا کار پیدا کنم، وقتی هم پیدا میشه گشادی غالب میشه و نمیرم سر کار
آبتین
چند شب پیش دوستم دستمو گرفته بزور میخواست تو خیابون برام دوست دختر پیدا کنه از تنهایی در بیام. یعنی وادار به کاریم کنه که ازش متنفرم، بیوفتم دنبال دختر! تو وجودم نقصی نمیبینم که خودم نتونم برای خودم دوست دختر پیدا کنم، نکته اینجاست که تنهایی رو همیشه ترجیح دادم
آبتین
هنوز نتونستند منو قانع کنند برم رای بدم، منتظرم ببینم آخرش چکار میکنم خودم هم دقیقا نمیدونم میخوام چکار کنم
آبتین
من به نفع خودم از دور زندگی میزنم کنار
آبتین
ار اوباما تشکر میکنم که مارو تحریم کرده... اینو من نمیگم دکتر جلیلی گفته
آبتین
آقا آقا... چیزی بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد. امام حسین(ع)
آبتین
در عجبم با این تدابیری که صدا و سیما پیش گرفته چطور هنوز بازیگرهای زن بازیگرهای مرد و برعکس همو با ضمیر دوم شخص مفرد خطاب میکنند. یعنی چرا هنوز بهم میگنند تو و نمیگنند شما
آبتین
یکی هم نیست مثل تو فیلمها با یه تصادف با هم آشنا بشیم و سرنوشت زندگیمو دستخوش تغییر کنه. سرنوشت راکد من قابل پیشبینی هست، حتی تا ده سال بعد هم میشه حدس زد کجای دنیام و دارم چیکار میکنم
آبتین
مشکلم با توییتر اینه که اغلب حرفام تو 140 کاراکتر جا نمیشه، خوبی اینجا اینه که این محدودیت رو نداره، آدم با دست باز میتونه پست کنه