دبیرستان زنگ تاریخ بود امتحان داشتیم، معلم هر وقت از کنار من رد میشد یه نگاه به برگه من میکرد دید خودکار دستم گرفتم ولی نمینویسم، برگه م سفید بود... رفت یه دور زد برگشت دید نصف برگه پر شده ولی بازم خودکار دستم بود و باهاش بازی میکردم. شک کرده بود تقلب نوشتم ولی هیچ وقت نفهمید، حتی نمره مم بیست شد!