بچه که بودم مامانم یروز موهامو کوتاه کرد میخواست بریزتشون دور ولی من گریه میکردم گیر داده بودم بپز میخوام موهامو بخورم.مامانمم ریخت تو ماهی تابه چندتا قند انداخت توش یکم رو گاز گذاشتش گفت حالا بیا بخور.منم یکم نگاه کردم گفتم نه نمیخورم.. از همون بچگی خلاق بودم!!!
ای بابا آهو دختر چرا هی گریه میکنی دختر بیا بیا این شاخه گل بگیر
نازی گریه نمن باشه آهو
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلناگهاني زنده كن مُرده دلي...
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 59 دقيقه قبل