رو صفحه مانيتور پررررررررررره مورچه هاي سياه_ بالدار راه ميره كوچيك بزرگ... تازگيا تا چراغُ خاموش مي كنم سر و كلشون پيدا مي شه! تو دستو بالمونم اومدن اي بابا مزاحماااا كمككك
دلآرومم نشسته بر لب جو /گلی از او گرفته می کنه بو/ گلی که او بیاره بو نمی ده/ خودم با گل شوم یارم کنه بو/ تو را جویم به هر سو/ تو تنها بر لب جو /گلی از دست من بستون و بو کن/ میون هر دو زلفونت فرو کن/ به هر جایی که رفتی من ندیدم/ همون جا با همون گل گفتگو کن/ شتر از بار می ناله من از دل/ بنالیم هر دومون منزل به منزل /شتر ناله که من بارم گرونه /منم نالم که دور افتادم از دل/ کسی دردم ندونه/ همه اش گیرم بهونه... [لينک]