مازندرانی تو کافی شاپ میبینه پسره به نامزدش میگه: عزیزم تو زنبور عسلی چون هم زنی هم بوری هم عسلی. مازندرانیه میره خونه به زنش میگه زنا تو پنگوءنی چون هم پهنی هم گویی هم انی
"کاربرد یا ابوالفضل در ایران" اصفهان:هنگام ورود میهمان اردبیل:هنگام بلند کردن وزنه شیراز:موقع سر کار رفتن لرستان:بجای ترمز ... قزوین:موقع بستن بند کفش تهران:موقع دیدن دختر زیبا رشت:هنگام باز کردن کمد
سالها بعد جعبه سیاه چند نفر پیدا شد و از آخرین جمله زندگیشان رمز گشایی شد آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟… آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره… آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمینیست… آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟ آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی… آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم… آخرین ...کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند… آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید! آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری… آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه… آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتین تا چند بشمرم قربان؟
بابام بهم پول داده برم خرید ، میگم تو که پول می دی یه کم بیشتر بده ، زیاد اومد بر می گردونم ، من بچه اتم مثلا ! می گه : تو دنیای منی اما ! به دنیا اعتمادی نیست!!!