محمد
چیزهایی در زندگی هست که برچسبی روی خود دارند با این مضمون :« تو قدر مرا نخواهی دانست , مگر اینکه مرا از دست بدهی و دوباره به دست بیاوری !
محمد
خنده های تـــو بزرگترین ِ آرزوهـــایِ مـن انـد. شادمانه بخــند؛ بگذار تا برآورده شوند ...
محمد
زندگي را به بهانه خواب , خواب را به بهانه درد , درد را به بهانه تو , فراموش کردم , حال خود قضاوت کن که , از من چه ماند , جز تويي که وقت و بي وقت من را , انکار مي کن
محمد
به دنيا زانو نخواهم زد حتي اگر آسمان به كوتاهيه قامتم گردد(كوروش كبير)
محمد
خاکستری را دوست ندارم، خاکستری نه سفید است نه سیاه، تابع باد است. در بوم خاکستری هرکسی میتواند با هر رنگی خواست نقشی بکشد. خاکستری رنگ تردید است، یکی به نعل زدن و یکی به میخ کوفتن. خاکستری نه پاکی سفید را دارد و نه اصالت سیاه را.
محمد
ساکت که بماني ميرود به حساب جواب نداشتنت عمرا اگر بفهمند داري جان ميکني تا احترامشان را نگه داري...
محمد
باید یاد بگیریم که از همه دانسته هایمان استفاده نکنیم
محمد
در روزگاری که گرگها مظلوم واقع میشوند به کدامین بره میتوان اعتماد کرد