پیامبر اکرم(ص) : اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدَبةَُ اللهِ فَتَعَلمَّوا مَأدَبتََهُ مَا استَطَعتُم . این قرآن ادبستان خداوند است پس تا آنجا که می توانید از این ادبستان بیاموزید.
پيغمبر اكرم(ص)به جبرئيل فرمود: (با اينكه مقام پيامبر از جبرئيل بالاتر است) عظني. مرا موعظه كن! جبرئيل گفت: عِشْ مَا شِئتَ وَ إنَّكَ مَيّتٌ! هر چه مي خواهي زندگي كن ولي بدان در آخر تو از دنيا مي روي! أحبِب مَا شِئتَ فَإنَّكَ مُفاَرِقُكَ! هر چه را مي خواهي دوست بدار، پس همانا روزي از او جدا خواهي شد! وَاعمَلْ مَا شِئتَ فَإنَّهُ مُلاَقيكَ! و هر كاري خواستي انجام بده ولي بدان آن را ملاقات خواهي كرد. ( خداوندا ما را يك لحظه و آني به خودمان وا مگذار! آمين
@sina از نبی اکرم صلی الله علیه وآله و سلم منقول است: هر کس سوره مؤمنون را در روز جمعه بخواند و به این امر مداومت نماید منزل او در فردوس اعلاء با پیامبران مرسل باشد و نیز فرمودند: اول و آخر این سوره از گنجهای بهشت است.
همیشه دعا کنید چشمانی داشته باشید که بهترین ها را در آدم ها ببیند … قلبی که خطاکارترین ها را ببخشد … ذهنی که بدیها را فراموش کند … و روحی که هیچگاه ایمانش به خدا را از دست ندهد ! .
امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الكرسی آیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد.
در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.
ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال كرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"
مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد كه بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.
خدای من عرب و فارس و ترک و انگلیسیزبان نیست. خدای من با هر بندهای به زبان همان بنده سخن میگوید
خدای من نیازی به واسطه ندارد. واسطهای اگر هست برای کمک به بندگانش فرستاده نه برای بستن دست خود. ذرهای شک ندارم که واسطههایش از او مهربانتر نیستند. واسطههایش(که بندگان خوب او هستند) در برابر او عددی نیستند. اما ... اما او نیازی به واسطه ندارد. من بیواسطه با او سخن میگویم و از او کمک میگیرم.
خدای من مرا بسیار دوست دارد و بارها دوستیاش را به من نشان داده. او به من گفته که دوستت دارم حتی اگر تو مرا دوست نداشته باشی و با من بد کنی. کمکت میکنم حتی اگر کمک نخواهی . دستت را میگیرم حتی اگر آن را به سویم نگیری. راست میگوید ... دستم را میگیرد و مرا با خود به این سو و آن سو به تفریح میبرد. وقتی شیطنت میکنم و دستم را میکشم و از دستش فرار میکنم خیلی دوام نمیآورم ... چیزی نگذشته احساس تنهایی میکنم : خدایا کجایی؟ کمکم کن... و خدا دستم را میگیرد و سرم را نوازش میکند. به روی خودش هم نمیآورد... لبخندی هم میزند! میگوید هر وقت مرا گم کردی نگران نباش مواظبت هستم.
و خدای من همواره در کنار من و با من است. با او شوخی میکنم و حرف میزنم . از او خواهش میکنم و گاه و بیگاه بر سرش فریاد هم میزنم . فریاد میزنم و اعتراض میکنم چون میدانم او هیچگاه از کوره در نمیرود. خدای من دوست من همنشین من و یاور من است ...



12 سال و 10 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 15 دقيقه قبل