[►]HosSeiN[■]
هرگاه بتوانیم از نیروی تخیل به همان اندازه استفاده کنیم که از نیروی بصری استفاده می کنیم هر کاری انجام پذیر است
[►]HosSeiN[■]
با دوستم داشتیم تو خیابون راه میرفتیم پام پیچ خورد افتادم زمین گفت وای عزیزم خوردی زمین گفتم پ ن پ یه نارنجک اینجا بود خودمو انداختم روش به تو آسیبی نرسه!!!
[►]HosSeiN[■]
روزه سکوت میگیرم و تا افطار ِ صدای تو نمی شکنمش روزه میگیرم لبهایت را لذت افطارش یعنی بهشت از جنس کدام نور بودی ستاره من؟ که جسارت با تو بودن در من جنبید؟ و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی و این شد "عاشقانه ی آرام "من و تو
[►]HosSeiN[■]
خُب خدا رو شكر... تكليف سريالهاى ماه رمضون امسالم معلوم شد چيزه مهمى توشون نيست ... فقط يكيش بچه اش مُرده ،يكيش هم تصادف كرده ، اون يكى هم كه داره طلاق ميگيره پ همه چى آرومه ،ما چقدر خوشبختيم.
[►]HosSeiN[■]
اشک هایم بویه تو را می دهند چون به خاطره غمه فراغ تو ریخته شده اند
[►]HosSeiN[■]
خَط زَدَن مـَن پایان مـَن نیست
آغاز بی لیاقَتی تُوست
هَمیشه بهتَرین هـا بَرای مـَن بوده و هَست
اگه مال مَن نَموندی "قَطعا" بهتَرین نَبودی !
[►]HosSeiN[■]
دلم برای یک نفر تنگ است.... نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه می کند... حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم.... رنگ موهایش را نمی دانم.... لبخندش را ...فقط میدانم که باید باشد و نیست
[►]HosSeiN[■]
همچنان مي گريم . . . واقعيت اين است. . . دستانم سرد است اين دلم تنگ است و من هنوز مي گريم.
[►]HosSeiN[■]
هیچ کس با هیچ کس سخن نمیگوید که خاموشی به هزار زبان در سخن است
[►]HosSeiN[■]
قلمی از قلمدان قاضی افتاد شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی
[►]HosSeiN[■]
تنها کسی که با من درست رفتار میکند خیاطم است که هر بار که مرا میبیند، اندازههای جدیدم را میگیرد. بقیه به همان اندازه قبلی چسبیدهاند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم. -- جورج برنارد شاو
[►]HosSeiN[■]
ميدوني مشكل ما كجاست؟! اونجا كه وقتي با كسي تموم ميكنيم خيلي بيشتر دربارش فكر ميكنيم، تا وقتي كه باهاش بوديم...!