abbas ap
چه گویم، چه ها دیده ام سال ها اسیرانه نالیده ام سال ها کلامی پسند دلم ای دریغ نه گفتم، نه بشنیده ام سال ها من آن شمع خود سوز زندانیم / که دزدانه تابیده ام سال ها / چو ابر پریشان در کوهسار / چه بیهوده باریده ام سال ها / در این بوستان درخور آتش است / گیاهی که من چیده ام سال ها / زبی مقصدی چون یکی گردباد / به هر سوی گردیده ام سال ها / ز لب های من خنده هرگز مجوی / من این سفره برچیده ام سال ها / +فکر میکنم از معینی کرمانشاهی!!!
abbas ap
عقل بیهوده سر طرح معما دارد / بازی عشق مگر شاید و اما دارد؟ / با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت / سر سربسته چرا این همه رسوا دارد ? / در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست / آینه تازه از امروز تماشا دارد / بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند: قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد / تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده ست چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد / عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد از فاضل نظری
abbas ap
بدجو دلتنگ دستهایت شده ام ... بررای بازی انگشتانت با دستهایم ...
abbas ap
دستهایم را در جیبهایم فرو میبرم و عکس میگیرم هیچکس نخواهد فهمید از پشت عینکِ بزرگِ سیاهم با چه تردیدی دنیایِ بزرگِ سیاه مان را تماشا میکنم بگذار هیچکس نفهمد من چه میکشم بگذار هیچکس نفهمد ما چه میکشیم آدم ها ظاهر آسوده را بیشتر دوست دارند تا آسودگیِ خاطر را دستهایت را در جیبهایت فرو کن بگذار آدمها از باورهای خودشان عکس بگیرند ((آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد ، يک نفر در آب دارد می سپارد جان... نیما یوشیج....))
abbas ap
هه هه گناه دارن این باباها خدا گواهه ...
abbas ap
اگر ما شایستگی دوست داشتن را نداریم، شاید به این دلیل است كه خواهانیم تا دوستمان بدارند؛ یعنی چشم داشت چیزی (عشق) را از دیگری داریم؛ به جای آنكه بدون ادعا و توقع به سویش برویم و تنها خواستار حضورش باشیم!
abbas ap
به یکی همینطوری اس ام اس دادم : “ببخشید میتونم شمارتونو داشته باشم؟” جواب داد: “شما ؟” اصن اشک شوق تو چشام حلقه زد وقتی فهمیدم از من اوسگل تر هست
abbas ap
منو از خودت نرنجون نگو ديوونگي ننگه وقتي با تو باشم حتي دويوونگي هم قشنگه ! مگه عيبي داره از تو حرف زدن با گل و گلدون؟ بگو كي ميخواد بخنده به يه شبگرد غزل خون ؟!؟؟