AMIR HOOSEN
نگو بار گران بودیمو رفتیم. نگو نامهربون بودیمو رفتیم. آخه اینها دلیل محکمی نیست. بگو با دیگران بودیم و رفتیم..
AMIR HOOSEN
چه اشتباه بـزرگیست ، تلخ کردن زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند
AMIR HOOSEN
ندانستم تو هم چون من پریشانی و بی تابی تو هم عاشق شدی و مثل من شبها نمی خوابی تو خاتون غزلهای منی اما خداحافظ ای آنکه مثل شعرت ساده و زیبایی و نابی هر آنچه داری از آن هر آنکه دوستش داری من و تنهایی و عشق تو و شبهای بیخوابی
AMIR HOOSEN
خسته ام به قد تاریخ از این همه نا مردمی ها نه شانه ای برای گریستن و نه گوشی برای شنیدن و نه عشقی برای كشیدن فقط ملال خاطر از روزگار ماندن و پوسیدن... در آیینه افتاده چین از شرم این صد چهره ها