دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عزیز خاندان

عزیز خاندان
مرد - مجرد
امتیاز: 839.15

دنبال‌شدگان

(44 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(156 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

عزیز خاندان
عزیز خاندان

ادم کلا موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره ، اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز رو پله

عزیز خاندان
عزیز خاندان

از دیگران بریدم تا مهربان بمانی نامهربان تو رفتی با دیگران بمانی؟

عزیز خاندان
عزیز خاندان

برای با او و اوووهــ ـــا بودن چه بی طاقتی اول من را تمام کن . . !

عزیز خاندان
عزیز خاندان

تنها بودن قدرت می خواهد ،و این قدرت را کسی به من داد ،که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم

عزیز خاندان
عزیز خاندان

باید به بعضیـــــــــــا گفت : عـــزیـــزم تـــــــو روی پاهــات نمی تونــــی وایســـی چـــــــه بـــرســــــــه به حرفــــات ............!

عزیز خاندان
عزیز خاندان

بی کسی مــــــــــــدتـهـاســـــــــــــــت . . . نـه بـــــــــه آمـــدن کـسـی دلـخـوشــــــــــــم ، نـه از رفـتــــــــــــن کـسـی دلـگـیـــــــــــــــــر ؛ بـی کـسـی هـم عـالـمـــــــــــی دارد . . . !!!

عزیز خاندان
عزیز خاندان

میتوان همه زندگی را در آغوش گرفت….. کافی است تمام زندگی ات یک آدم باشد….

عزیز خاندان
عزیز خاندان

یآدمآن بآشد ؛ در این گرآنے احسآسمآن رآ خرج بے احسآسے هآے کسے نکنیم....... که سرانجآمش ورشکستگے است....!

عزیز خاندان
عزیز خاندان

گر نگهدار من آنست که من می دانم . . . شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

عزیز خاندان
عزیز خاندان

همیشه باید کسی باشد تا بغض‌هايت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد .

عزیز خاندان
عزیز خاندان

آدمـهایِ تمام شده را دیگر از نو شروع نکن نـه آنها مثل قبل خواهند بود... نه تـو... نه حتی رابـطه تان...

عزیز خاندان
عزیز خاندان

تمام شدن من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست ...

عزیز خاندان
عزیز خاندان

مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید: میتونم بهت اعتماد کنم ؟! در تاریخ حتی یک مورد هم جواب منفی ثبت نشده !

عزیز خاندان
عزیز خاندان

بعضیها مثل کبریت میمونن ... خودشون ارزش چندانی ندارن، ولی میتونن زندگیتو به آتیش بکشن

عزیز خاندان
عزیز خاندان

و داستان غم انگیزی است: دستی که داس را برداشت همان دستی است که یک روز در خواب های مزرعه گندم کاشت..