Eilya
دل من باز گریست قلب من باز ترک خورد و شکست باز هنگام سفر بود و من از چشمانت می خواندم که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد و از این عشق گذر خواهی کرد و نخواهی فهمید .... بی تو این باغ پر از پاییز است
Eilya
برای پرواز به آسمانها،منتظر نمان که عقابی نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در آسمانهایت پرواز دهد . بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و بکوش تا اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است ، سبک کنی و از خویش بزدایی ، آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید . در پرنده شدن خویش بکوش و این یعنی بیرون آمدن از زندانهای اسارت . (( دکتر علی شریعتی ))
Eilya
خیلی اوقات ، آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد ...
Eilya
دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند. . .من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم تا کمی کم شود این همه بار...بعد بلند شود و برود. . .نه نصیحتی نه... ! انگار نه انگار . . . !!!
Eilya
دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست ، در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست ، با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم ، بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست
Eilya
امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ، بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ، دارم به باد می سپرم این پیام را ، سیب دلم برای تو ای دوست لک زده است
Eilya
وقتی که خداوند در دلهای شکسته جای دارد ......... چرا بر دستان کسی که هزاران بار دلم را شکست بوسه نزنم ؟!!
Eilya
همه ي ما فكر مي كنيم چون گرفتاريم به خدا نمي رسيم غافل از اينكه چون به خدا نمي رسيم گرفتاريم .
Eilya
عجب لقمه ی گلو گیریست ، این بغض لعنتی ....
Eilya
من چندین سال خودم را دویده ام , تازه به نقطه ی نرسیدن رسیده ام .
Eilya
اشکهایم که سرازیر میشوند ...... دیری نمی پایدکه قندیل می بندد ... عجیب سرد است هوای نبودنت
Eilya
برو راه وفا آموز که من بار سفر بستم ، دگر اینجا نمیمانم رهایی از وفا جستم ، برو عشق از خدا آموز که من دل را برو بستم ، نمیخواهم تورا دیگر بدان از دام تو رستم