Eilya
تـــو ، چـه می فهمی ! حــال و روز کسی را که دیگر هــــیـــــچ نگاهی دلــش را نمی لرزانـد ... !
Eilya
اگر کسی سراغ صبوریم را گرفت بگویید : کاسه اش شکست دلش از غم لبریز شدو ... جازد
Eilya
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي .
Eilya
دلم تنگ است خیلی ... كاش كه می شد دل نبست ... خسته ام ... خسته به وسعت تمام تنهایی ام ...
Eilya
تو این روزای سیاه و کسل ... دلم خیس از حس بارون شدنه ...
Eilya
میگویند از دل برود هر آنکه از دیده برفت .... چگونه از دلم بیرون میروی تویی که ندیده وارد شدی ؟ !
Eilya
تو بارانی ...... باران برای کسی تکراری نمیشود ....... هر وقت بیاید دوست داشتنیست ......
Eilya
گاهی خدا درها را ميبندد و پنجره ها را قفل ميکند ، چه زيباست فکر کنيم شايد بيرون طوفان مي آيد ... ؟
Eilya
کاش یکنفر بود که میگفت همه آن من از آن تو باشد وقتی که دلت میگیرد !!!
Eilya
خدايا ... كدامين پل در كجاي دنيا شكسته است كه هيچكس به خانه آرزوهايش نمي رسد...!!
Eilya
من که به هيــــــچ دردی نميخورم... . . . اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند...!




14 سال و 8 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل