پسر : چرا گریه میکنی گلم؟ دختر : هیچی ،همینطوری پسر عشقشو بغل میکنه و میگه ،ببخشید. دختر: چرا ؟ تو که کاری نکردی پسر : چرا .من اونجا نبودم که ازت حمایت کنم جلوی کسی که باعث ناراحتیت شد ♥
یارومداحه اومده بود تومحل داشت سوسن خانوم رواجرامیکرد باریتم: حرم طلا...امام حسین...میمیرم برات...میخوام بیام دم حرمتون...دس بزنم به ضریحتون!! ملت نمیدونستن باید سینه بزنن یا قر بدن... به قول برو بکس ادامه شعر هم باید اینجوری بوده باشه: شدم عاشق شمشیرتون،میخوام بیام در رکابتون،حالا میخوام بیام جنگ بکنم، نگو نه،نگو نمیشه،این قلب من عشقه تازه عاشق ترم میشه... حالا جنگ!خون!کو اعظم؟بابا اسمش یزیده نه اعظم! حالا یزیده،پزیده،خزیده،وزیده!!! هرچی باشه یزید باشه!یزید خره یه دونه باشه! کفشای سیاه پاشه!! اینم ازمداح های حال حاضر ما!!!