شهرام شکوهی
خیال کن روزگارم رو به راه ِ / خیال کن رفتی و دلم نمرده / خیال کن مهربون بودی و قلبم / کنار تو ازت زخمی نخورده / خیال کن هیچی بین ما نبوده / خیال کن خیلی ساده داری میری / خیال کن بی خیال بی خیالم / شاید این جوری آرامش بگیری / گذشتی از من و ساکت نشستم / گذشتی از من و دیدی که خسته م / تو یادت رفته که توی چه حالی / کنارت بودم و زخم هات و بستم / خیال کن که سرم گرمه عزیزم / خیال کن بی تو هیچ دردی ندارم / خیال کن زمستونه ولی من / توی شب ها شب سردی ندارم / خیال کن قلب من شکستنی نیست / خیال کن حق مه تنها بمونم / خیال کن عاشق م بودی ولی من / شاید قدر تو رو هرگز ندونم / گذشتی از من و ساکت نشستم / گذشتی از من و دیدی که خسته م / تو یادت رفته که توی چه حالی / کنارت بودم و زخم هات و بستم
شهرام شکوهی
خیال کن زمستونه ولی من/توی شب ها شب سردی ندارم
شهرام شکوهی
یه چیزی تو چشم ای خیس تو بود...که خیلی نمی شد تماشا ش کرد... تو رو می کشیدم که یادم نری... من شاعر و عشق نقاش کرد..
...Ali
توسط موبایل
فرشته ی من...شیش مین پسر خاله...هنوز اسم نداره..گوگولی
...Ali
توسط موبایل
این بار تنهایی...باید برم جشن واره فیلم فجر...
...Ali
توسط موبایل
هم پای هر بغض .... شکستن و چکیدن
...Ali
توسط موبایل
من و پسر خاله....خدا آخرش رو بخیر کنه...هه
...Ali
توسط موبایل
باز گوگوش...باز گریه.....لعنتی.....
...Ali
توسط موبایل
بد بختی......هه...چه واژه آشنایی