امیررضا عطری
اگه من عاشق دیوار بودم ؛ ترک میخورد و یک پنجره میشد ... !!!
امیررضا عطری
عذابم میده این جای خالی . . . .
امیررضا عطری
از بلندی ، از سقف ؛ می زند با من حرف . . . !!!
امیررضا عطری
توی گورستون دلم ، قبر دلت رو کندم ؛ دیدی چه کاری کردم . . . ؟!
امیررضا عطری
هر جای عالم که باشی ... هر جور که باشی ... دوست داشته باشی یا نداشته باشی ... بخواهی یا نخواهی ... حتی مرا ببینی یا نبینی ... مرا به هر چشمی نگاه کنی یا اصلا نگاه نکنی ... حتی اگر مرا یادت نیاید ... حتی اگر بروی یا نروی ... با اینکه من هر لحظه بودم اما اگر در تمام عمرت حتی یکبار هم مرا ندیده باشی ... کاری میکنم که روزی صدای طوفان مرا بشنوی . . . !!!
امیررضا عطری
اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ... آری ! آنقدر نماز میخوانم و صبر میکنم تا خدا با من باشد ... تا روزی بیاید که تو مرا هوس کنی !!! تا غرق تمنای من باشی ! در زندگی یاد گرفتم که خدا رابطه ای با شکست ندارد ! آنقدر با خدا میمانم که روزگار را به ستوه در بیاورم ! روزگاری خواهد آمد که من حتی توانایی وصف خوبی آن را ندارم ! فقط این را میدانم که غم همیشگی نیست ! فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ----- إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ----- لاَ رَيْبَ فِيهِ ... آری ! خدا با کسی شوخی ندارد ! حرفش حرف نیست ! حرفش عمل است ! روزی طوفان مرا خواهی دید . . . .
امیررضا عطری
یه روز هم میاد که رو به من بیایی ... ! آری ! نزدیک است ...
امیررضا عطری
دلم ... ایستگاهی خالی ست که قطارش جائی دور در حصار فاصله ها بی صدا خفته است . . . !
امیررضا عطری
نه رد میشی ... نه می مونی ... تب تو بدجوری واگیره . . . !
امیررضا عطری
عذاب با تو سر کردن ... برای من یه تسکینه ... عذاب با تو شیرینه !!!
امیررضا عطری
یادت هست مادر؟! اسم قاشق را گذاشتی قطار ، هواپیما ، کشتی ؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم ... یادت هست؟! شدی خلبان ، ملوان ، لوکوموتیوران . میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی ... خانوم طلا بشی ... و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم . حتی بغض هایم را . . . !!!
امیررضا عطری
اون همه آدم شهید نشدند که من و تو توی آرامش و امنیت مشغول گناه کردن باشیم !!! جواب خون ، خنده نیست ...
نگو ، " ســی هــزار کــوفــی " ، کربلا آمدن ،
12 سال و 11 ماه و 18 ساعت و 25 دقيقه قبل"حــسیـــن " را بکشند!! "کــوفــی " که می گویی ،
دور " خــودم " و " خــودت " را" خــط قــرمـزی " می کشی!!
بگو : " سی هزار گنـــه کــار "!!
آن وقت ، مـــا هم تـــا "تــرک گــنـاه " نکرده باشیم.
در این "دایـــره " هــستــیم!
♡
「❤」 در عـقـــل نـمـی گـنـجــد ؛
این نـکـتــه کــه در عـالـم ؛ لـب تـشـنـه کـسـی مـانـد ؛
بـا مـنـصـب سـقـایـی 「❤」