و خدا شب را خلق کرد براي سيگار کشيدن براي گريه کردن براي بغل کردن يک بالشت براي گوش کردن اهنگ هاي قديمي براي زل زدن به تاريکي براي نخوابيدن و خاطره ها را مرور کردن.....!
ابوبکر در رد فدک برای زهرا نامه نوشت. زهرا درحالی که نوشته را در دست داشت، عمر در راه به او رسید، گفت: دختر محمد! این نوشته چیست؟ حضرت فرمود: این نوشته ای است که ابوبکر در رد فدک برایم نوشته است. عمر گفت: بده به من. زهرا(س) حاضر نشد نوشته را به او بدهد. در این هنگام عمر لگدی به زهرا(ع) که فرزند پسری به نام محسن در شکم داشت، کوبید. در اثر این ضربه زهرا (س) محسن را سقط کرد. سپس عمر او را سیلی زد. گویی اکنون به گوشواره های گوشش می نگرم که در اثر آن سیلی شکست. سپس نوشته را برداشت و پاره کرد. زهرا به خانه رفت و نود و پنج روز بر اثر آن ضربت مریض بود تا شهید شد.
نگو ، " ســی هــزار کــوفــی " ، کربلا آمدن ،
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبل"حــسیـــن " را بکشند!! "کــوفــی " که می گویی ،
دور " خــودم " و " خــودت " را" خــط قــرمـزی " می کشی!!
بگو : " سی هزار گنـــه کــار "!!
آن وقت ، مـــا هم تـــا "تــرک گــنـاه " نکرده باشیم.
در این "دایـــره " هــستــیم!
♡
「❤」 در عـقـــل نـمـی گـنـجــد ؛
این نـکـتــه کــه در عـالـم ؛ لـب تـشـنـه کـسـی مـانـد ؛
بـا مـنـصـب سـقـایـی 「❤」