علی
از لابه لای لحظه های تلخ و غمگینم ، تو روز روشن اینهمه تاریکی میبینم...
علی
حقیقت داره یا خوابه...؟..
علی
یعنی یکی پیدا نمیشه از اون برای این خسته خبر بیاره...
علی
من نمیخوام که با غم بسازم ، من نمیخوام به اشکام بنازم
علی
حس و حالم خوش نیست ، همه چی داغونه ، « یکی باید باشه تو رو برگردونه..؟!.»
علی
شب قدر با خود احد کردم که : اگر هزاران چون تویی مرا خورد کنند ، باز هم شروع خواهم کرد..!
علی
میخوام اعتراف کنم که من دارم کم میارم...
علی
من دارم دق میکنم تو این حصار ، پس دیگه گذشته رو یادت نیار..
علی
من دارم دیگه تمومش میکنم ، دل و زیر پات حرومش میکنم..
علی
حالا که داری میری قربون دستت در قلبمم پشت سرت ببند ، و اون گل ها رو هم پشت زیر پاهات له کن تا خیالم راحت شه که بیوفایی..
علی
کمی انعطاف.. .. .. و البته یادش بخیر تموم حرفام..
علی
از بچگیم دوست داشتم یه فوتبالیست توپ بشم ،شاید واسه اینه که نقش یه توپ فوتبال و بهم دادن..
این پست صرفا برای ایجاد همدردی کاذب با حسین بود
15 سال و 22 روز و 8 ساعت و 4 دقيقه قبل