@sOugand Alone@rezaey......یا حسین گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد
همه شما پسرا واسه دخترا خودتونو میکشید
میگن اگه ی دختر بره ی جایی که همه پسر باشن پسرا همدیگرو میکشن ولی برعکس اگه ی پسر به ی جایی که همه دختر باشن دخترا پسر رو میکشن
تو دانشگاه ما که برعکس شده؟ دختر میان می خوان بامنحرف بزنند ؟ یه چنتا ازکل اندزا مث یلدا رو بگو بیا بهات که مزه بده ؟
(از کل انداخت با شما خوش حال شدم )
من باید برم سرکار تا فردا