تو اتوبوس یه دونه از این زن چادریا كه فقط دماغشون معلومه به یه دختره گفت: دختر خانوم موهات معلومه!!! این چه وضعیه؟ دختره هم برگشت گفت: موی من هم مثل زبون شما سر جاش بند نمیشه!!! اتوبوس رفت رو هوا!!
@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ نگران چ هستی بانو تو سال هاست سروده هایت را با چشمانت می خوانی و ترجمه می شود هر چه معما از آغاز حل نشده بود .. کاش کمی لبخند بزنی .. این روزها بی لبخند تو نه روزها را تابشی ست نه شب هارا امید به چشمک ستاره ای .. دنیا مات می بازد وقتی لبخند نمی زنی عقربه از حرکت می ایستد وقتی چشمانت بارانی ست کمی دنیا را میهمان تبسمت کن شاید این سال های کویری بارشی رویایی را تجربه کرد و بذر عشق شکوفا شد .. نگران چ هستی بانو تو سال هاست سروده هایت را با چشمانت می خوانی...
بدترین چیز توی عالم نه عطسه زدن وقت آمپوله نه یاد دادن پارک دوبل به خانوما بدترین چیز عالم اینه که خواب باشی و از شدت دستشویی از خواب بیدار بشی 10 دقیقه از این شونه به این شونه میشی تا درد روی کلیه هات تقسیم بشه
@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد . . . بكرند . . . نابند . . . احساساتشان دست نخورده است ، لمس نشده اند ، ... ... باور نكرده اند ، تحقیر نشده اند ، آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! پاك اند ! روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند....!!!
@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ کسانی هستند كه ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم ! مثل ساعت هایی كه صبح دلسوزانه زنگ می زنند ؛ و ما در میان خواب وبیداری بر سرشان می كوبیم ، بعد می فهمیم كه خیلی دیر شده ... !
@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ چشمهايش خيس بودند! گفت تا به صبح در هجرت گريسته ام! و من "ساده" ايمان اوردم به ايمانش!!! و چه دير فهميدم چشمهاي او ان شب بي چتر زير باران مانده بودند!!