فــرشــیـد
این خــیلی تلخه .. این ک آدمای دورت نمیفهمن چیه حرفــت .. چیه دردت ! ..
فــرشــیـد
شــما مجازیـا اکثـرتون عین همین .. پس غریبم من ! .. دورو بَرمم همه یا خیلی گرگن یا خیلی احمق ! .. (:
فــرشــیـد
خودتــو جای ِ مَن بذار .. ببین ! .. دِلــت میگـیـره ..
habib
دو نوجوان طی یک شرط بندی ترسناک تصمیم گرفتند در نیمه های شب هر کدام ماشین پدرشان به قرار گاه بیاورند ... قرار گاه جاده ای خاکی است . شرط بندی از این قرار است که هرکدام پشت رول با سرعت زیاد به سوی هم حمله ور شوند و شرط را کسی میبازد که فرمان را زود تر بچرخاند . اگر هر دو اهل ریسک باشند هردو زندگیشان را میبازند اگر یکی از آنها اهل ریسک باشد آن شخص میبرد و اگر هیچ کدام اهل ریسک نباشند هردو شرط را میبازند ! احتمال اینکه هردو آنها بمیرند برابر احتمال این است که هردو شرط را ببازند ! و احتمال برد یک نفر غیر ممکن است چون اگر یک نفر ترسو بود هرگز شرط را قبول نمیکرد و جرئت آن را نداشت که نیمه شب به قرار گاه بیاید ! پس اگر هردو بدانند که طرف مقابل خیلی ترسوتر از خودش است شرط را قبول میکنند در نتیجه میتوان گفت دو نتیجه بیشتر نداریم : یا هردو زندگیشان را میبازند یا شرط را . در این شرط بندی هیچ کسی برنده نمیشود !
habib
یه بخش کوتاه از مقدمه یک داستان !نظرتونو بگید !
فــرشــیـد
تَقصــیره خودمونه .. کَسایی ک ِ عــَدَدی نیستن رو به توان میــرسونـیم ، بـَعد فـِک میکُنن عـَدد آووگـادروئن ! .. (:
فــرشــیـد
ن َ ب ِ اِنتظار ِ یاری .. ن َ ز ِ یار اِنتظاری ..
فــرشــیـد
پــُـرو بـار اومَدم .. کــوتاه نمیــام ! ..
صـاد
توسط موبایل در
تايپ نويـس
می بینی تو انتظار اتفاق ِ خوب پیر شدی !
مریـم بانـو
توسط موبایل در
تايپ نويـس
انقد دلم گرفته.. دلم میخواد یکی باهام حرف بزنه..
طآها
راستش خیلی سخت است که نفهمی هدفت چیست ! سردرگم باشی ، بلاتکلیف باشی … بدتر از همه اش نفهمی با خودت چند چندی ... !
طآها
بی حوصله ام ، کلافه ام ، برای هیچ کس وقت ندارم ، حتی خودم ..!
تا یکم حرف زدم گفت بگو معذرت میخوام ...
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبلقضاوتهای عجولانه / محکومیتهای مغرضانه
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 5 ساعت و 17 دقيقه قبل(:
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل