LEILA
روزهایم را خیابان های شهر می گیرند شب هایم را؛ خواب های تو.
LEILA
بی تو بهشت جهنم می شود جهنم جهنم می ماند بی تو اتفاقات دیوانه اند ...
LEILA
با خیال دیگری میرفت و من ِ ساده چه عاشقانه ... كاسه ای آب پشت سرش خالی می كردم
LEILA
بالاتر که می روی عزیزم ها ، می شود "هانی" کمی پایین تر ... دوستت دارم ها ، می شود "خاطرت رو می خوام" و درست همین وسط شاعری ایستاده ، که "دوستت دارد ، عزیزم "
LEILA
حوصلـﮧ ام سر رفتـﮧ است ! کآش مـﮯشد . . . بـﮧ جاﮮ دست روﮮ دست گذاشتـن ... دست توﮮ دستت مـﮯگذاشتم !!!
LEILA
خواستم با يکي درد دل کنم... اول ازش پرسيدم سيگارداري؟... گفت: مي خواي بکشي..؟ گفتم: نه ! تو بکش طاقت حرفامو داشته باشي ...
LEILA
نیکوتینِ سیگار آدم ها را جذب نمیکند ؛ آدم ها به دود سیگار معتاد می شوند ... خیره می شوند به دود و غرق در خاطرات ؛ آدم ها معتاد خاطرات می شوند... !!
LEILA
فکر نکن آدم هایی که تو را رنگ میکنند , حتما" بزرگ هستند گاهی اوقات , أدم های کوچک طوری رنگت میکنند که خودت هم باورت نمیشود.
LEILA
لعنتي وقت هایی هست که جز به بــــودنـــتــــــ، دلـم رضایت نمی دهد! از کجا "تــــــــــو" بیاورم؟!!
LEILA
گاهــے دلمــ میخواهـد, وقتــے بغض میکنــم, خــدا از آسمان به زمیـטּ بیاد, اشکـــــ هایم را پاکــــ کند, دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیتت میکــنن؟!!! بــیـــا بــــــریــــــ ــم!!!
LEILA
هــــیچ نــبـود ! آدمش کردم ... با تعریفـــــهای من شـخـصـیـت پیدا کرد ! غــــــرورش را مــدیــون مـــن اســـــــت... زیـــاد مــغــرور شــد ، زیـاد از خوبیـــــهای نــداشــتــه اش بــرایــش گــفــتــم ... ... بــــــاور کـــــــرد و مــرا کــوچکـــ دیـد ورفــــتـــــ....
LEILA
لعنتي ایستگاه دلم برای تنگ شدن دیگر جا ندارد باید امشب سوار اولین قطار شوم به مقصد آغوش تو...

14 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبلهی خداااااااااااااا
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبل
هی...
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 34 دقيقه قبلهییییییییییییییییییییییییی
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 30 دقيقه قبلهوووووووووووووووووییییییییییییییی.کیه
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 دقيقه قبل