ali fahlan
اشتباه من این بود که هرجا رنجیدم ، لبخند زدم … فکر کردند درد ندارد ، سنگین تر زدند ضــربه هارا !
ali fahlan
دختری از برادرش پرسید : عشق یعنی چی ؟ برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شکلات من رو از کوله پشتی مدرسه ام بر می داری و من هر روز باز هم شکلاتم رو همونجا میگذارم …
ali fahlan
خودمان را پیدا کنیم ؛ نیمه ی گمشده مان پیشکش !
ali fahlan
ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی ست
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
ali fahlan
حال “من” ديدن دارد وقتي کسي حال “تو” را ميپرسد …
ali fahlan
بس اســـت ديگر ميهـــــمان داريــمــ بيــا و آبـــروداري کــــن نگــــذار بفهـــمند پشــت اينــ نقـــاب خنــدان خيــس ميشــوي… آفـــــرين چشمــــان خوبم
ali fahlan
مــيــروم تـا در مي خـانه کـمي مسـت کـنم جـرعه بـالا بـزنم آنـچـه نـبايــست بکـنمآنـــفـدر مـست کــه انـدوه جـهانـم بــرود اسـتکان روي لـبم بــاشد جــانـم بــرود بـــرود بــرود هـرکـه دلـش خواست شـکايــت بـکند شـهر بــــايــد بـه مـن الـکلي عادت بـکـند .!
ali fahlan
صداي گــام هــاي تــــو
ضربــــان زنــدگــے من است!
بــا من راه بيــا،
هنــوز تشنــہ زنــده بودنــم...
ali fahlan
باران دارد ميبارد اما نه مثل هميشه انگار با "تو" باران حال ديگري دارد
ali fahlan
يه خيابون يه بارون دستهاي يخ کرده يه آهنگ کلي فکر ! و پاکت سيگار به ازاي تمام شارژهايي که بايد براي با “تو” بودن خريده ميشد … !
ali fahlan
تو به تک تک لحظه های من ، یک “بودن” بدهکاری !
ali fahlan
چشمانت را قاب می گیرم و روی آن می نویسـم :
فـــــروشـــی نــــیــــســــت !!!
ali fahlan
شعرهایم را شبیه کوه می نویسم تا به رسم نقاشی های کودکانه از میانشان طلوع کنی …
ali fahlan
دست های تو را که می گیرم ، از همه چیز دست میکشم !
ali fahlan
زخـــــم هـای آدم سرمـــایه استـــــ
ســرمـــایه ات رو بــا این و اون تقـــسیم نکن
داد نــزن هــوار نکش
آروووم و بی ســـر صدا هــمه چی رو تحــمل کن