یه عصر گرم تابستون بود. . . #خانوما نسبتا سن ُ سال دار بودن. . .صندلای لژدار و ناخن های لاک زده. . .بهشون رسیدم و گفتم ببخشید خیابون رشید همین خیابون جلوییه؟ . . .نگام کردند و #لبخند-زدند و گفتند بله دخترم. . . تشکر کردم و رد شدم... یکیشون که یه شال قرمز بر سر داشت ، بلند داد زد: قربونت برم که تو این #گرما انقدر قشنگ #چادر سرت می کنی . . . بهت #افتخار می کنیم جوون. . . برگشتم و با ناباوری بهشون لبخند زدم و دست تکون دادم ..