من یه رفیق سادمو فرستادم..اونم خورد تو پرش البته چون مزاحم بود دلیلی نداشت از ظاهرم براش بگم اما اون تا حدودی مطمئن بود به جز اینکه شماره اشتباه باشه من ظاهرم بد نیست..خلاصه پسره کلی بعد از اولین ملاقات منو پیچوند ..بی حوصله و ...قرار دوم رو که گذاشتم و خودمو دید نه راه پس داشت نه پیش از طرفی چون مغرور بود
بدجور کینه به دل گرفت در حد به پا گذاشتن برای من و آدماشم سوار ماشینم کنن چون موقع برگشت از دانشگاه مجبور بودم سوار گذری شم..روزگارمو سیاه کرد و بابا اینا حکم جلبشو گرفتن تا من راحت شم.
این موضوع مربوط به قدیما می شهترم اول کارشناسی..سر پر بادی داشتم
امروز با کلی بیحالی بین خواب و بیداری به خودم گفتم بد بخت بعد بیست و اندی سال زندگی هنوز نقطه ای آرامشی واسه ثبات سوزن پرگارت نداری.(پسرا میدونن من چی میگم)
حبیبی فواد ....قلبی معک
14 سال و 2 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبلشــــــــــــــــــکرا.معک روحی .معک عمری....
14 سال و 2 ماه و 2 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبلوینک ضاق صدری