سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
نامهربانی در روزهای سخت هیچ سخت نیست!
سید احمد ثاراللهی
ثاری چه خوری غصه ایام جوانی / قربان جوانی که ادب داشته باشد
سید احمد ثاراللهی
در اتاقم زیر نور آبی نشستم و چرت و پرت های این مغز نیمه مسموم را روی کاغذ مینویسم. پر از خط خوردگی! هر کلمه چند بار جراحی پلاستیک میشود. یک چسب زخم برای نور و کمی باند برای این مغز نیمه مسموم! من معمولا دلتنگ کسی نمیشوم. اما این روز ها احساس دلتنگی میکنم. این روز ها دلم برای خودم تنگ میشود. شما چطور!؟!
سید احمد ثاراللهی
تو اگه راست میگی و حق با تویه بیا به خودم بگو ! چرا میای اینجا پشت نقابت قایم میشی !؟!
سید احمد ثاراللهی
آدم باید یه ذره وجدان داشته باشه. تو میدونی که مشکل از خودت بود فقط ایکاش جای این همه به نفهمی زدنا اونقدر مرد بودی که میگفتی منظوری نداشتم از اون حرفا و ببخشید !
سید احمد ثاراللهی
شما اگر مشکل نداشتی هیچ وقت به خودت نمی گرفتیش ! پس برای من داستان تعریف نکن که نه من اینجوری نیستم و نمیدونم چرا اونجوری شد و اصلا به همچین چیزی فکر نمی کنم! این حرفا رو به اونایی بزن که مثل خودت ... !
سید احمد ثاراللهی
خدایا گریه کن شاید جهان بیند نگاه تو، کمی شرمی ببارد بر سر مردم، که با دستی که عریان است و می خواهند حاجتهای خود از تو بگیرند خنجر تیزی به پشتت از برای تو.
سید احمد ثاراللهی
هرگز مخواه فهم به حد کمال فهم / چون این رسید مرگ تو نزدیک می شود / روشن چو گشت چشم به تاریکی جهان / آنگه جهان به چشم تو تاریک می شود
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل(س.الف.ث)