سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
توسط پیامک
عاشقم! عاشق اون بالا سری اون که تنها با ما پرید و هرزگی نکرد....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ما بال هایمان را به زمان باج دادیم تا زندگی کنیم!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو می توانی بد شوی، بد شوی، بدتر از این ها و خوب باشی. هنوز هر چه قطره قطره کم کنی این اقیانوس برهوت شدنش به عمر من قد نخواهد داد!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو هیچ مرگت نیست من هم. ولی این شعرها، این شعرهای لاکردار به وقت عشق از عشق می میرند و به روز بی عشقی از بی عشقی [!] ما مرگ هایمان را بسته بندی کرده ایم و فرستاده ایم سر وقت شعرهامان. مرگ برای همسایه خوب است!
سید احمد ثاراللهی
به قول یک نفر دم خدا گرم ! یک نفر سپرده با سر هم کردن این مدیحه ها و شکواییه ها دست روی دلش مگذارم ، من اما بدقول ترین آفریده ی خدایی ام که ، همه چیزش روی اصول است و ، دل بی اصول ما را ، محض تنوع زده تنگ دنیا !
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل(س.الف.ث)